بازگشت به مقاله‌ها
تصویرسازی کاغذی یک کارخانه که از مسیر اصلی یک جعبهٔ بزرگ تغذیه می‌شود و دو مسیر جایگزین آن هنوز کامل نشده‌اند

مدیریت و توسعه کسب‌وکار

ریسک تمرکز تأمین‌کننده؛ سهم خرید کدام وابستگی را پنهان می‌کند؟

ریسک تمرکز تأمین‌کننده را فقط با سهم خرید نسنجید؛ اثر اختلال، امکان جایگزینی و فاصلهٔ بازیابی را برای اولویت‌بندی اقدام بررسی کنید.

انتشار: مالیاد۱۴۰۵/۸/۱۴حدود ۸ دقیقه مطالعهبه‌روزرسانی: ۱۴۰۵/۸/۱۴

گزارش خرید معمولاً بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان را با سهم ریالی آن‌ها نشان می‌دهد؛ اما بزرگ‌ترین فروشنده همیشه خطرناک‌ترین وابستگی نیست. ممکن است یک فروشنده ۴۵ درصد خرید شرکت را تأمین کند و برای کالای او چند جایگزین آماده وجود داشته باشد، در حالی که فروشنده‌ای با سهم ۲۰ درصد، تنها منبع قطعه‌ای باشد که نبود آن بخش عمدهٔ تولید را متوقف می‌کند. برای مدیر خرید، عملیات و مالی، پرسش اصلی این نیست که «از چه کسی بیشتر خریده‌ایم؟»؛ باید دید اختلال کدام تأمین‌کننده چه اثری دارد و جایگزینی او چقدر زمان می‌برد.

ریسک تمرکز تأمین‌کننده را می‌توان با سهم خرید غربال کرد، ولی تصمیم مدیریتی باید بر سه عامل دیگر هم تکیه کند: اهمیت ورودی برای عملیات، امکان جایگزینی و فاصلهٔ زمانی میان اختلال تا بازیابی. این مقاله روشی ساده برای شناسایی وابستگی‌های بحرانی و انتخاب پاسخ متناسب ارائه می‌کند و برای همهٔ خریدها یک پاسخ واحد تجویز نمی‌کند.

سهم خرید فقط نقطهٔ شروع است

نسبت خرید از هر فروشنده به کل خرید، وابستگی مالی مستقیم را نشان می‌دهد و برای پیدا کردن روابط بزرگ مفید است. بااین‌حال، این نسبت دربارهٔ نقش آن کالا یا خدمت در فرایند، موجودی در دسترس، زمان تأیید جایگزین و وابستگی تأمین‌کنندگان مختلف به یک منبع بالادستی چیزی نمی‌گوید.

گزارش آینده‌نگاری زنجیره‌های تأمین دولت بریتانیا نیز توضیح می‌دهد که نسبت تمرکز برای یافتن نقطهٔ شکست واحد مفید است، اما نگاه‌کردن صرف به تأمین‌کنندگان مستقیم یا حجم معامله برای شناخت همهٔ آسیب‌پذیری‌ها کافی نیست. یک تأمین‌کنندهٔ کوچک ممکن است در نقطه‌ای قرار گرفته باشد که مسیر چند فعالیت به او وابسته است؛ برعکس، خرید بزرگ از کالایی استاندارد و قابل‌جایگزینی لزوماً همان شدت ریسک را ندارد.

پس گزارش هزینه‌کرد باید به نقشهٔ عملیات وصل شود. برای هر تأمین‌کنندهٔ مهم مشخص کنید چه کالا، خدمت یا مجوزی را فراهم می‌کند، نبود آن کدام محصول یا فرایند را متوقف می‌کند و چه گزینهٔ دیگری واقعاً آمادهٔ استفاده است. «فروشندهٔ دیگری در بازار وجود دارد» با «جایگزین تأییدشده‌ای داریم که می‌تواند در زمان لازم تحویل دهد» یکسان نیست.

وابستگی بحرانی را با چهار پرسش پیدا کنید

برای شروع، لازم نیست همهٔ زنجیرهٔ تأمین را با یک مدل پیچیده ترسیم کنید. فهرست تأمین‌کنندگان را از خرید، انبار، تولید و واحدهای مصرف‌کننده تکمیل کنید و برای هر رابطه به چهار پرسش پاسخ دهید:

  1. اثر اختلال چیست؟ نبود این ورودی کدام محصول، تعهد مشتری یا فعالیت داخلی را متوقف می‌کند و اثر آن چه زمانی ظاهر می‌شود؟
  2. جایگزین تا چه حد آماده است؟ آیا مشخصات فنی، کیفیت، ظرفیت، شرایط حمل و امکان خرید آزمایشی گزینهٔ دوم بررسی شده است یا فقط نامی در فهرست دارید؟
  3. بازیابی چقدر طول می‌کشد؟ یافتن، ارزیابی، نمونه‌گیری، تأیید و افزایش ظرفیت جایگزین چند روز یا چند هفته زمان می‌خواهد؟
  4. پوشش فعلی چقدر است؟ موجودی قابل‌استفاده، سفارش‌های در راه یا امکان استفاده از ماده و طراحی جایگزین، چند روز از نیاز عملیات را پوشش می‌دهد؟

اگر زمان آماده‌شدن جایگزین از پوشش فعلی بیشتر باشد، شرکت یک فاصلهٔ بدون پوشش دارد. همین فاصله، از سهم ریالی خرید برای طراحی اقدام فوری‌تر است. البته برآورد آن باید بر دادهٔ واقعی همان شرکت بنا شود؛ زمان جایگزینی یک قطعهٔ اختصاصی با کالای استاندارد یا خدمت عمومی قابل مقایسه نیست.

مثال فرضی: فروشندهٔ کوچک‌تر، ریسک بزرگ‌تر

فرض کنید در یک سال، ۴۵ درصد مبلغ خرید شرکت «الف» مربوط به بسته‌بندی، ۳۵ درصد مربوط به مواد عمومی تولید و ۲۰ درصد مربوط به یک افزودنی اختصاصی بوده است. بسته‌بندی را از یک تأمین‌کننده می‌خرد، اما دو فروشندهٔ دیگر قبلاً نمونهٔ قابل‌قبول داده‌اند و می‌توانند ظرف پنج روز تحویل را آغاز کنند. در مقابل، افزودنی اختصاصی فقط از یک فروشنده خریداری می‌شود؛ موجودی آن برای سه هفته کافی است و تأیید فنی منبع جدید هشت هفته طول می‌کشد.

اگر فقط سهم خرید را ببینیم، فروشندهٔ بسته‌بندی با ۴۵ درصد در صدر فهرست می‌آید. اما دربارهٔ افزودنی، زمان جایگزینی پنج هفته بیشتر از پوشش موجودی است: هشت هفته منهای سه هفته. اگر نبود این ماده تولید را متوقف کند، وابستگی عملیاتی آن از خرید بزرگ بسته‌بندی مهم‌تر است. این نتیجه به معنی بی‌اهمیت‌بودن فروشندهٔ بسته‌بندی نیست؛ نشان می‌دهد اولویت اقدام باید از ترکیب اثر، جایگزینی و زمان به دست آید، نه از یک درصد منفرد.

این مثال همچنین محدودیت موجودی اطمینان را روشن می‌کند. خرید بیشتر می‌تواند بخشی از شکاف زمانی را بپوشاند، اما ممکن است سرمایهٔ در گردش را درگیر کند یا به موجودی کم‌گردش و راکد تبدیل شود. بنابراین مقدار ذخیره باید در کنار زمان بازیابی، قابلیت نگهداری و هزینهٔ توقف سنجیده شود؛ «هرچه بیشتر، بهتر» قاعدهٔ قابل اتکایی نیست.

برای هر ریسک، پاسخ متناسب انتخاب کنید

پس از شناسایی وابستگی‌های بحرانی، پاسخ‌ها را می‌توان از میان چند مسیر انتخاب یا ترکیب کرد. چارچوب تاب‌آوری زنجیرهٔ تأمین وزارت بازرگانی بریتانیا پنج جهت را مطرح می‌کند: تنوع‌بخشی منابع، همکاری برای رفع مانع‌ها، ذخیره یا ظرفیت افزوده، توسعهٔ ظرفیت نزدیک‌تر و مدیریت تقاضا با استفاده از جایگزین‌ها. این جهت‌ها فهرست خرید فوری نیستند؛ هرکدام هزینه و محدودیت خود را دارند.

برای یک قطعهٔ استاندارد و پرتکرار، تقسیم بخشی از سفارش میان دو منبع می‌تواند رابطهٔ جایگزین را فعال نگه دارد. برای قطعهٔ اختصاصی، شاید آماده‌کردن ابزار دوم یا تأیید فنی فروشندهٔ تازه پرهزینه باشد؛ در این حالت، موجودی محدود، اصلاح طراحی، توافق دربارهٔ ظرفیت اضطراری یا برنامهٔ بازیابی مشترک می‌تواند عملی‌تر باشد. اگر خدمت تخصصی به دانش انباشتهٔ یک پیمانکار وابسته است، مستندسازی، انتقال دانش و حق دسترسی به داده‌ها ممکن است از افزودن نام یک پیمانکار دیگر مؤثرتر باشد.

راهنمای NIST برای تولیدکنندگان کوچک و متوسط نیز پیشنهاد می‌کند مواد و قطعات بر اساس میزان بحرانی‌بودن تفکیک شوند و برای اقلام استاندارد و پرتکرار، امکان تقسیم سفارش بررسی شود. نکتهٔ مدیریتی این است که منابع محدود شرکت روی گلوگاه‌ها متمرکز شود؛ تنوع‌بخشی گسترده به همهٔ خریدها می‌تواند هزینهٔ ارزیابی، کنترل کیفیت و هماهنگی را بالا ببرد، بی‌آنکه ریسک اصلی را کم کند.

برنامهٔ جایگزین باید پیش از اختلال آزموده شود

نام یک تأمین‌کنندهٔ پشتیبان در فایل اکسل، ظرفیت واقعی ایجاد نمی‌کند. برای رابطه‌های بحرانی، مشخص کنید گزینهٔ جایگزین چه تأییدهایی گرفته است، چه کسی سفارش آزمایشی یا ارزیابی فنی را پیگیری می‌کند، چه رویدادی برنامهٔ جایگزین را فعال می‌کند و تصمیم تغییر منبع در حدود اختیار چه کسی است. اگر فعال‌سازی به تأیید چند واحد نیاز دارد، می‌توان حدود اختیار هر واحد را در ماتریس تفویض اختیار ثبت کرد تا بحران با ابهام دربارهٔ تصمیم‌گیرنده طولانی‌تر نشود.

آزمون نیز باید متناسب با ریسک باشد. برای بعضی اقلام، یک سفارش محدود از منبع دوم کفایت می‌کند؛ برای ورودی اختصاصی ممکن است نمونه‌گیری، کنترل کیفیت یا اجرای آزمایشی لازم باشد. نتیجهٔ آزمون، زمان واقعی راه‌اندازی و محدودیت ظرفیت را روشن می‌کند. اگر آزمایش نشان دهد جایگزین فقط نیمی از نیاز را پوشش می‌دهد، برنامه باید همان محدودیت را نشان دهد، نه اینکه گزینهٔ دوم را به‌طور کامل آماده فرض کند.

مسئولیت این کار فقط بر عهدهٔ واحد خرید نیست. عملیات اثر توقف را تعیین می‌کند، واحد فنی امکان جایگزینی را می‌سنجد، مالی هزینهٔ ذخیره و وقفه را مقایسه می‌کند و مدیریت حدود پذیرش ریسک را مشخص می‌سازد. هماهنگی این واحدها لازم است، چون هرکدام بخش متفاوتی از همان وابستگی را می‌بینند.

چه زمانی ادامهٔ خرید از یک منبع قابل دفاع است؟

تأمین از یک منبع همیشه خطا نیست. گاهی فناوری اختصاصی، کیفیت، حداقل مقدار سفارش یا صرفهٔ اقتصادی باعث می‌شود افزودن منبع دوم در کوتاه‌مدت منطقی نباشد. چنین تصمیمی زمانی قابل دفاع‌تر است که وابستگی پنهان نماند، اثر اختلال سنجیده شود و شرکت برای فاصلهٔ بازیابی پاسخ مشخصی داشته باشد؛ برای مثال، ذخیرهٔ محدود، ظرفیت اضطراری، طراحی جایگزین یا برنامهٔ انتقال.

در مقابل، رابطهٔ طولانی و عملکرد خوب گذشته به‌تنهایی برنامهٔ تداوم نیست. هدف مدیریت ریسک تمرکز تأمین‌کننده، حذف همهٔ وابستگی‌ها نیست؛ باید وابستگی‌هایی را که می‌توانند فعالیت مهمی را متوقف کنند زودتر دید و برای همان نقاط، پاسخ متناسب و آزموده ساخت. گزارش هزینه‌کرد این بررسی را آغاز می‌کند، اما تصمیم نهایی با شناخت عملیات، زمان و امکان واقعی جایگزینی کامل می‌شود.

یادداشت تهیه: این مقاله با کمک هوش مصنوعی و بر پایهٔ تحلیل و تلفیق منابع ذکرشده تهیه و از نظر محاسبات، پیوندها و انسجام متن بازبینی شده است.
ریسک تمرکز تأمین‌کنندهمدیریت تأمین‌کنندگانریسک زنجیره تأمینتداوم عملیات

برای تصمیم مالی و مالیاتی دقیق‌تر آماده‌اید؟

شرایط هر کسب‌وکار متفاوت است. برای بررسی پرونده و انتخاب مسیر مناسب، با مشاور مالیاد گفت‌وگو کنید.

گفت‌وگو با مشاور